الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

219

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

ثوابش به عهدهء خدا و آنجا كه مربوط به دنياست ، از ارزشى برخوردار نيست » . 8 - نيز از آن حضرت روايت كرده كه فرمود : « ان المسلمين ليلتقيان ، فافضلهما اشدّهما حبّا لصاحبه ؛ « 1 » آن‌گاه كه دو تن از مسلمانان با يكديگر ديدار كنند ، برترين فردشان كسى است كه ديگرى را بيشتر دوست داشته باشد » . 9 - هم‌چنين از آن حضرت نقل كرده كه فرمود : « ما التقى مؤمنان قطّ الّا كان افضلهما اشدّهما حبّا لأخيه ؛ « 2 » هيچ‌گاه دو تن مؤمن با يكديگر ديدار نمىكنند مگر اين‌كه برترين آن دو ، كسى است كه برادر مسلمانش را بيشتر دوست داشته باشد » . 10 - نيز از آن بزرگوار روايت كرده كه فرمود : « من لم يحبّ على الدين و يبغض على الدين فلا دين له ؛ « 3 » كسى كه فردى را براى دين دوست نداشته باشد و براى دين با كسى دشمنى نورزد ، خود بىدين است » . 11 - بخشى از خطبهء امير مؤمنان عليه السّلام را در پاسخ به همّام ، روايت كرده كه فرموده است « من جمله علامات المؤمن ، الحبّ فى اللّه و البغض فى اللّه و الموالاة فى اللّه ؛ « 4 » از جمله نشانه‌هاى فرد باايمان ، محبّت ورزيدن براى خدا و دشمن داشتن براى خدا و دوستى براى خداست » . 12 - شيخ صدوق رحمه اللّه در خصال از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « من حبّ الرجل دينه ، حبّه لاخوانه ؛ « 5 » آن‌كس كه دين خود را دوست داشته باشد به برادران مسلمانش محبت مىورزد » . در كتاب « المجالس » از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه به يكى از يارانش فرمود : « احبب فى اللّه و ابغض فى اللّه و وال فى اللّه و عاد فى اللّه ، فانّه لا ينال ولاية اللّه الّا بذلك و لا يجد احد طعم الايمان و ان كثرت صلوته و صيامه حتى يكون كذلك و قد صارت ولاية الناس اكثرها فى الدنيا عليها يتحابّون و عليها يتباغضون و ذلك لا يغنى عنهم من اللّه شيئا فقال له : من ولىّ اللّه حتى اواليه ؟ و من عدوّ اللّه حتى اعاديه ؟ فوضع يده على رأس على بن ابى طالب عليه السّلام و قال : وال

--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 127 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 126 . ( 4 ) . در خطبهء همام در بيان اوصاف مؤمن به كلمات فوق برنخورديم . ( 5 ) . خصال ، ص 3 .